ابو الفضل مير محمدى زرندى

200

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

شدند در بعضى از آيات قرآنى توقف مىكردند تا اشخاص موثق ، گواهى به قرآنى بودن آن بدهند بلكه ابن مسعود براى هميشه مردد بود كه سورهء حمد و معوذتين ، « قل اعوذ » ها جزء قرآنند يا خير پس اگر اعجاز قرآن در الفاظ آن بود نبايستى در آنها توقف كنند پس الفاظ قرآن با ساير الفاظ فصحاء فرق ندارد . در جواب اين استدلال نيز گفته شده : اولا قرآن كريم همچنانكه در بحث « چه كسى قرآن را جمع كرد » گفته شد در عصر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) جمع آورى شده نه پس از آن حضرت ، پس قول به اينكه قرآن بعدا جمع آورى شده خالى از حقيقت است . و ثانيا اعجاز قرآن چيزى نيست كه براى هميشه روشن باشد تا الفاظ قرآن را از غير آن تشخيص دهند . نظر ما در مورد اعجاز قرآن مختار ما در اين بحث اموريست كه در ذيل خلاصه مىشود : 1 - اعجاز قرآن بايد در تمام سوره‌هاى قرآن ديده شود حتّى در سوره كوچك ، زيرا خداوند متعال براى يك سوره ، مطالبه معارضه و آوردن مثل آن را كرده است پس بنابر اين نمىتوانيم بگوييم : وجه اعجاز قرآن اخبار به غيب آنست زيرا اخبار به غيب ، در تمام سوره‌هاى قرآن نيست . و نيز نمىتوان گفت كه وجه اعجاز ، همان حكايات و داستانهائى است كه از سابقين به ميان آمده است ، و يا براى اخلاق و مكارم حسنه‌ايست كه در آن ذكر شده و يا براى اين است كه از رذائل ، نهى كرده است و امثال اينها از چيزهائى كه در تمام سوره‌هاى قرآن نيست . بنابر اين ، وجه اعجاز قرآن بايد چيزى باشد كه در تمام سوره‌ها مشاهده شود و آن ، جز فصاحت و بلاغت و حسن اسلوب آن نيست ، اينها است كه فصحاى عرب را به عجز كشانيده است كه حتى يك سورهء كوچك را نتوانستند بياورند و اين معنا منافاتى ندارد با اين كه قرآن كريم از ناحيه‌هاى ديگر نيز معجزه باشد مانند اخبار به غيب يا سير عجيبى كه در جهان ، از خلقت آدم تا مبعث رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، نموده است با آنكه آن حضرت امّى بود و قدرت خواندن و نوشتن نداشت و همه معاصرين آن حضرت ، مىدانستند كه پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) از كتابهاى سابقين اطلاعى نداشته است .